X
تبلیغات
رایتل

بالندگی ارزشها در کنار علم  چاپ

تاریخ : شنبه 27 بهمن‌ماه سال 1386 در ساعت 07:10 ب.ظ
نقش آموزش و پرورش در تربیت نسل آینده که عهده دار مهم ترین وظایف و مسوولیت های اجتماعی می شوند، بر کسی پوشیده نیست. آنچه در این راستا اهمیت دارد، این است که آیا آموزش و پرورشی که مبتنی بر ارزش ها و آرمان های الهی و انسانی و با تکیه بر تعلیم و تربیت اسلامی بنیان نهاده شده است و اهداف آن متناسب با دیدگاه مکتبی و عقیدتی اسلام تعریف شده ، می تواند شان و جایگاه اصلی دانش آموزان را از نظر هویت اخلاقی و تربیتی

به آنها یادآور شود یا خیر؟ و در این زمینه تا چه اندازه توانسته است موفق باشد و در چشم انداز تربیتی و ارزشی با قاطعیت بگوید توانسته است به احیای ارزش های اخلاقی و تربیتی نسل جوان آن گونه که باید و شاید، عمل کند.

در نگاهی به وضعیت درونی آموزش و پرورش که در هر دوره تحصیلی با اهداف و رویکردهای خاصی متناسب با دوره رشد و مقتضیات سنی از آن تعاریفی شده است و برنامه ریزی های آموزشی و تربیتی حول این محورها تعریف شده ، نکاتی مورد توجه و تامل است:

- سیستم آموزشی ما اکنون از یک روزمرگی خاصی حکایت می کند. این روزمرگی برای مدیران کلان این نظام آموزشی در جلسات متوالی و پشت سر هم ، بدون بازنگری به بازتاب این جلسات و نفع آن به مجموعه تعلیم و تربیت ، چنان سیری پیدا کرده است که دیگر کمتر مدیری است که حتی در یک منطقه محروم آموزشی از فیض این گونه جلسات محروم نمانده باشد. آیا با وجود این جلسات مکرر و بعضا فاقد نتیجه و کارآیی تحول زا، می توان انتظار ارزش آفرینی در زیرمجموعه آموزشی خود را داشت؟

- نگاه تصمیم گیران و متولیان تعلیم و تربیت ، نگاهی بسته است. در این نگاه بسته کمتر شناختی از درون کلاس ها و نقش و جایگاه دانش آموز و معلم در کنار هم وجود دارد. از این رو بسیاری از تعاریف آموزشی و تربیتی با چنین نگاهی تدوین می شود که در نهایت بازخوردی غیرموثر و نه چندان کارا به سیستم تحویل می دهد. کمتر مشاهده کرده ایم مدیر یک مجموعه آموزشی و تربیتی خود را موظف بداند در یک کلاس درس شرکت کند و از نزدیک روند کار و فعالیت معلم و دانش آموز زیرمجموعه خود را نظاره گر باشد.

برای تعامل میان معلمان و مربیان و مدیران یک مجموعه هر از گاهی اقدام به نشست ها و گردهمایی های موقتی و کوتاه مدت می شود. اگرچه این گونه جلسات با هدف تعامل و ارتباط میان معلمان و مدیران برگزار می شود، اما در این جلسات چیزی جز همان سخنان تکراری و مطالب بازخوانی شده از اینجا و آنجا وجود ندارد. جای سوالی که اینجا باقی است ، این است که زمان عمل کی فرا می رسد؟ و تا چه زمانی ما می خواهیم در این جلسات همان مباحث تئوری و نظری را ارائه کنیم و نگاه خود را به عمل و میدان اجرا ببندیم.

در چنین وضعیتی ما در حیطه تعلیم و تربیت با دو رکن اصلی یعنی (معلم) و (دانش آموز) روبه رو هستیم ، نگاهی که این دو به مجموعه تعلیم و تربیت دارند، چیزی نیست جز بازخوردهای آنچه در بالا به آن اشاره رفت. برای بسیاری از معلمان در سطوح ابتدایی که رکن اصلی نظام آموزشی هستند، تا سطح کلان آن یعنی دوره متوسطه تدریس ، فعالیتی است که تکراری بدون شوق و علاقه و برای بسیاری از آنها مفهوم و معنای اهداف تعلیم و تربیت در زنگ هایی خلاصه می شود که روزشمار یک فعالیت آموزشی است.

در چنین نگاهی ، دو طرف دیگر دانش آموزانی قرار دارند با این تعریف که آنان که درسخوان و فعال هستند، باید تا می توانند بر محفوظات خود بیفزایند تا در آینده با هر شکلی که کنکور به خود می گیرد، حرفی برای گفتن داشته باشند و آنان که چون خسی در میقات خود را در این بستر رها کرده اند، دل را بر تقدیر سپرده اند تا از قبل آن مدرکی بیابند و بازار کار را به یمن قدوم خویش بیارایند.

در این هنگامه فعالیت ها، جایگاه ارزش ها و ملاک های تربیتی و آنچه مبنای علم و دانش براساس آن پایه ریزی شده است ، واقعا خالی است. این خالی بودن نه از نظر کمی است ؛ چراکه در یک محیط آموزشی از مربی و معاون پرورشی گرفته تا تک تک معلمان تعریفی که از آنان شده ، تعریف تربیتی است.

یعنی غایت آموزش را همه تربیت می دانند، اما در مقام اندیشه ولی آنچه در کیفیت کار و در عمل دیده می شود، این است که به مرزهای اخلاقی و تربیتی آن گونه که باید، بها داده نمی شود چراکه: هدف دانش آموز صرفا حضور فیزیکی و جسمانی در کلاس درس است و علم با هدف تربیت و انسان شدن کمتر مورد توجه است و اصولا درس خواندن و محصل بودن یک شغل است.

- مبنای ارزش گذاری بر کار و فعالیت معلم نیز چیزی جز اصول ارزش های مصوب و شکل گرفته در نگاه های بسته به مجموعه تعلیم و تربیت نیست. آنچه بیشتر معنا و مفهوم می یابد فقط جسم معلم است که بتواند مجموعه ای دانش آموز را در ساعتی خاص در اختیار داشته باشد و مفاهیمی تئوری و نظری را به آنان عرضه کند.

- دانش آموز امروز کمتر خود را مدیون تلاش ها و فعالیت های معلم خود می داند. از این رو زبان تشکر در مقابل او یا ندارد یا از زبان بی زبانی بهره نمی گیرد تا از تلاش و فعالیت او تشکر کند. دید دانش آموز این است که معلمی شغلی است در برابر انجام وظیفه ای ، چه نیازی به تشکر وجود دارد.

اگر چه هنوز هم هستند دانش آموزانی که جدی از فعالیت آموزشی معلمان خود، آنان را وامدار رشد وترقی خویش می دانند و این نیست مگر برخاسته از دیدگاه تربیتی خانواده و محیط تربیتی آنان.

- مرزهای اخلاقی و تربیتی در بین معلم و دانش آموز، روز به روز کمرنگ تر می شود، تا آنجا که هر چه دانش آموزان سال پیش را با سال جدید مقایسه می کنیم ؛ از منظر اخلاق ، گفتار و نحوه برخورد بسیار متفاوت می بینیم.

از مجموعه این انعکاس رفتاری که در لحظه به لحظه تعلیم و تربیت شاهد آن هستیم ، سوای از توجه به ابعاد آموزشی و تربیتی آنچه باید بیشتر مدنظر قرار گیرد، این است که موضوع آسیب شناسی اخلاقی ، دانش آموزان را به عنوان یک موضوع مهم که حیات تربیتی و آموزشی را در آینده تهدید می کند باید مدنظر قرار داد. در این بررسی ریشه ای آنچه اهمیت دارد این است که:

- به دوره ابتدایی اگر در قالب جدید آموزشی نقش (اساس و پایه) را داده ایم ، از لحاظ حضور معلمان فعال و پویا بیشتر بها بدهیم. چه لزومی دارد که معلمی وظیفه تربیت و آموزش کودکانی را به عهده بگیرد که خودش با بسیاری از معضلات تربیتی روبه روست. اهمیت کیفی به این دوره آموزشی ؛ نتایج ارزشی آن در دوره های دیگر نمود خواهد یافت.

- طرح گردش مدیران موفق در یک مجموعه آموزشی ، می تواند گستردگی اهداف و ارزش های موفق را به دنبال داشته باشد. آیا ضرورت دارد که مدیری را مدیر موفق بدانیم به دلیل این که مثلا طی 12سال یک مدرسه را خوب مدیریت کرده است ، ملاک های موفق بودن این مدیران را باید شناخت و در مدارس دیگر که از هر لحاظ نیازمند تحول و دگرگونی می رود از وجود آنان بهره برد.

- نگاه تحول زا در مدیریت کلان آموزشی و تربیتی جدای از نگاه بخشنامه ای و اداری ، رمز زنده کردن ارزش ها و احیای تفکر اخلاقی در بستر آموزش و پرورش است. وجود چنین مدیرانی سبب می شود همپای معلم و دانش آموز طرح ها و ارزش ها نمود عملی بیشتری پیدا کند. تنها در چنین صورت است که نام و روش این مدیران در بستر تعلیم و تربیت متحول خواه و ماندگار باقی می ماند.

- موضوع تربیت را در مدارس با نگاه تحول اخلاقی در دانش آموزان معنا کنیم ، در این صورت ارزش ها در کنار اصول علمی مجال رشد و بالندگی پیدا خواهد کرد.

- و این نکته را از یاد نبریم ، چه بسا یک موضوع علمی و آموزشی طی سالیان متمادی از ذهن و فکر دانش آموز فراموش شود؛ اما یک نگاه اخلاقی و تربیتی تا آخر عمرش با او خواهد بود. پس بیایید به ماندگاری ارزش ها در بستر تعلیم و تربیت بیندیشیم.

 منبع :جام جم ۲۷بهمن ۸۶