X
تبلیغات
رایتل

سخنان یک تازه مسلمان  چاپ

تاریخ : یکشنبه 8 اردیبهشت‌ماه سال 1387 در ساعت 06:09 ب.ظ
«تغییر باورها و اعتقادات شاید به زبان آسان باشد، اما زمانی که در شرایط آن قرار بگیری، تحمل و صبر فوق العاده ای می خواهد که



تنها خداوند آن را به تو عطا خواهد کرد. ساده ترین شکل آن شاید سر میز غذا باشد. باید با سبابه انگشت دست راست، به نام پدر روی پیشانی، پسر روی سینه و روح القدس دو طرف بازو، تصویر صلیب را بکشی!...» این جملات بخشی از گفته های مردی است که فقط 18 سال از تولد جدیدش می گذرد و 23 سال همیشه سر میز غذا چنین می کرده است.
دکتر علی الشیخ نویسنده عراقی کتاب «تولدی نو» با موضوع سیر تشرف وی از مسیحیت به مذهب تشیع، گفته ها و ناگفته های زیادی از این «تولد» دارد.
دکتر الشیخ در حال حاضر با دکتر عصام العماد و محمد تیجانی (تشرف یافتگان از وهابیت به تشیع) در قم مشغول پژوهش و تبلیغ هستند.
با وی در رواق دارالهدایه حرم مطهر رضوی درباره سیر تشرف او از مسیحیت به اسلام گفتگو کرده ایم که در ادامه می آید:

* آقای الشیخ! شما در یک خانواده متدین مسیحی متولد شدید و در کشوری مسلمان زندگی می کردید. اما در 24 سالگی مسلمان می شوید. چطور این اتفاق افتاد؟
** خداوند دوستان بسیار خوبی در ایران به من داد و آشنایی من با آنان برایم یک اتفاق مبارک بود.
* در مورد سیر تشرف خودتان بیشتر توضیح می دهید؟
** من در خانواده ای به دنیا آمدم که برادرم کشیش و پدرم شماس بوده است. آنها به دلیل تعصب و تدینی که به مسیحیت داشتند، از اسلام متنفر بودند. اسلام در نظر ما با گفته های آنان، دین خشونت بود.
کشیش ها به ما می گفتند قرآن کتاب آسمانی نیست و به مریم مقدس در آن توهین شده است!با وجود اینکه من در جامعه ای اسلامی و با دوستان مسلمان زندگی می کردم، حتی یک روز هم قرآن نخواندم، زیرا ذهنیت من این بود که شنیدن آیات آن کفر است. تصمیم گرفتم به اروپا بروم، اما از راه ترکیه این امکان فراهم نشد؛ خواستم از راه ایران به اروپا بروم که بالاخره در آن ماندگار شدم.
* چه چیزی باعث ماندگاری شما شد. اگر شما به اسلام تشرف یافته بودید، عراق هم یک کشور مسلمان بود؟!
** من در ایران با دوستان شیعه عراقی آشنا شدم. بحثها و گفتگوهای بسیاری میان ما رد و بدل شد. به من یاد داده بودند اسلام دین دروغین است. این را کشیش ها به ما می گفتند: عیسی در انجیل آورده که هر پیامبری بیاید، دروغین است. خیلی وقتها مباحث بالا می گرفت و بسیاری از شبهات من از مسیحیت روشن می شد. آنها عقاید دین من را زیر سؤال می بردند و بعضی وقتها پاسخ منطقی نداشتم. من هم می گفتم که شما در قرآن به مریم(س) توهین می کنید. آنان سوره مریم در قرآن را برایم قرائت کردند. باور نمی کردم حضرت مریم این قدر پاک و منزه در قرآن توصیف شود. این خلاف حرفهای کشیش ها بود. دوستانم برایم کتاب می آوردند و من را با دین اسلام آشنا می کردند. کم کم احساس کردم نفرتم از اسلام دارد به محبت تبدیل می شود. قانع شده بودم که اسلام دین حق است.
* به همین راحتی که می گویید مسلمان شدید؟!
** نه، به همین راحتی نبود. من با جنگ روانی شدیدی روبه رو بودم. شیطان همیشه به فکرم نفوذ می کرد و می گفت یک جوان 23 ساله چطور حق را از باطل تشخیص می دهد، اما هزاران کشیش این قدرت را ندارند! بعد از جنگ روانی با خودم، خانواده چه برخوردی خواهد داشت. سه روز و سه شب کامل خواب و خوراک نداشتم. یک جنگ روانی به معنای واقعی. به خداوند گفتم تو که این محبت را در دل من قرار دادی، در ادامه راه نیز مرا یاری کن. نیرویی درون من قوت گرفت. غسل کردم و نماز خواندم و مسلمان شدم. اما این جا هنوز هم خط پایان نبود. به من گفتند می خواهی سنی شوی یا شیعه؛ این اولین باری بود که نام این دو مذهب را در اسلام می شنیدم بعد از تحقیق هم شیعه را انتخاب کردم.
* چرا شیعه شدید؟
** فکر می کنم لطف خداوند بود که در ایران مسلمان شوم. البته، بدون تحقیق هم نبود. من کاتولیک بودم. ما معتقد بودیم که هر پیغمبری جانشین دارد، حتی حضرت عیسی که در اعتقادات مسیحیت، خدا و فرزند خداست، او هم جانشین دارد، پطروس یا همان شمعون. در میان شیعیان، حضرت علی(ع) جانشین پیامبر است و از آن به بعد اسم جدیدم را «علی» گذاشتم.
* چرا اسم علی را انتخاب کردید؟
** علی(ع) پرچمدار عدالت است و جانشین پیامبر(ص). من کتابهای زیادی در توصیف ایشان خواندم. اسم پدر من همنام جانشین حضرت عیسی بود و من هم نام جانشین پیامبر اسلام(ص) را برای خودم انتخاب کردم.
* آقای الشیخ! شما به تبلیغات منفی کشیش های مسیحی بر ضد اسلام و مسلمانان اشاره ای داشتید. دلیل این خصومت و دشمنی اعتقادی چیست؟
** این مورد می تواند ریشه تاریخی و اعتقادی داشته باشد. به لحاظ تاریخی مسیحیان عراق نسل به جا مانده قدیمی از جنگهای گذشته هستند و به دلیل اقلیت بودن، همیشه سعی می کنند خودشان را از اکثریت جامعه جدا کنند تا تحت تأثیر آنان قرار نگیرند. کشیش ها و علمای مسیحی برای صیانت از این اقلیت با دروغ پردازی، مسیحیان را از اسلام متنفر می کردند. در قرآن هم آمده است که به لحاظ برخوردها و وفاق اجتماعی مسیحیان و مسلمانان روابط خوبی دارند، اما به لحاظ اعتقادی یهودیان به مسلمانان نزدیک ترند.
آنان خداوند را قبول دارند، شریعت دارند، تثلیث را قبول ندارند و خداوند بودن عیسی را نمی پذیرند.
* اما امروز شاهد گرایش مسیحیان به دین اسلام هستیم. با توجه به اختلافهای تاریخی و اعتقادی میان مسلمانان و مسیحیان، دلیل این افزایش آمار مستبصرین با توجه به هشدارهای مجامع مسیحی چیست؟
** یکی از مهمترین دلایل آن، پیروزی انقلاب اسلامی بود که جریان بیداری را در جهان راه انداخت.
انقلاب اسلامی بر کشورهای دنیا تأثیر زیادی داشته است. این را می توان از رشد آمار گرایش به اسلام پس از پیروزی انقلاب دریافت. نکته مهم دیگر، فضای باز مذاکره و مناظره در دنیاست که شرایطی را برای انتخاب آگاهانه فراهم کرده است. پای میز مذاکره و مناظره حق بودن اسلام جلوه گر می شود. جو تبلیغات منفی علیه اسلام در جهان به دلیل هراس از این نفوذ معنوی و منطقی دین اسلام در دلهاست.
پدرم می گفت اسلام دینی است که با شمشیر و زور به مردم تحمیل می شود، اما وقتی از سیر ترویج این دین آگاهی یافتم، تمام این دروغها برایم روشن شد.
* آقای الشیخ! فرق میان مسلمانی که مسیحی می شود با فرد مسیحی که مسلمان می شود چیست؟
** کسانی که مسیحی هستند به اسلام گرایش پیدا می کنند، افرادی دانشمند، محقق، کشیش و تحصیلکرده و متفکرند؛ در حالی که بر عکس این موضوع، افرادی که از اسلام به مسیحیت روی می آورند، در زندگی خود شکست خورده اند یا تحصیلات بالایی ندارند و تحت تأثیر شرایط زمانی و زودگذر قرار گرفته اند. از سوی دیگر، تعداد تشرف یافتگان از مسیحیت به اسلام چند برابر آماری است که از اسلام به مسیحیت گرایش می یابند.
* به نظر شما، امروز فضای باز مذاکرات منطقی و عقلانی و گفتگوی ادیان فراهم است؟
** استکبار جهانی چنین فضایی را فراهم نمی کند و اجازه آن را هم نمی دهد آنها از مذاکره منطقی می ترسند، چون می دانند که اسلام دین حق است و حرفهای عقلانی برای پاسخ دارد، اما مسیحیت تحریف شده است. مسیحیت واقعی در قرآن کریم در سوره مریم وجود دارد نه اناجیل آنان. قدرتهای مسیحی با توهین، دعوا و هیاهو به هیچ جا نمی رسند، زیرا مردم آگاه شده اند و به دنبال حرف حق هستند نه باطلهایی که ظاهر حقیقت و درستی به خود می گیرند. دنیای امروز، حرف منطقی و عقلانی را می طلبد، اما برخی به دنبال برهم زدن فضای گفتگوی بین ادیان هستند.
توهین به پیامبر و ساخت فیلمهای موهون، نشان از ترس مجامع غربی و مسیحی دارد و این تبلیغات منفی، پل گفتگوی منطقی را قطع می کند. آنها تورات و انجیل را تحریف کرده اند و جایی برای حرف حق نگذاشته اند. یک ضرب المثل عربی می گوید: کسی که خانه اش از جنس شیشه است، به خانه دیگران سنگ پرتاب نکند، شاید روزی دیگران به خانه او سنگ بزنند. امروز هم آنان که خانه های شیشه ای دارند و با هر تکانی، فرو می ریزند، هیاهو و توهین و سنگ اندازی به دین اسلام نکنند، حتماً روزی فرا می رسد که مسلمانان پای میز مذاکره خانه شیشه ای آنان را بشکنند. ما با آنان مشکلی نداریم، ما به دنبال انتشار دین حق هستیم و گفتگوی منطقی را می پذیریم؛ ولی اگر قرار باشد توهین کنند و تبلیغات منفی بر ضد اسلام راه بیندازند، مطمئن باشند مسلمانان ساکت نمی نشینند.
* البته دنیای امروز هم توهین را نمی پذیرد؟
** کاملاً همین طور است. و این شیوه را نمی پذیرد مردم آگاه شده اند و بازیهای سیاسی را می فهمند. اسلام به دنبال گفتگوی منطقی و عقلانی است و حرفهای بسیاری برای اثبات حقانیت خود دارد